به قلم محمد  علی پور
نمی دانم چرا در میهن عزیزمان آستانه تحمل در قبال موفقیت دیگران اینقدر پایین است. در همه عرصه ها یارای شادمانی در برابر پیروزی دیگران در کمترین حد ممکن دیده می شود و این یعنی همان حسادت که در جامعه کنونی ما بسیار متداول می باشد. حکایت این روز های فوتبال ما به ویژه در فصل نقل و انتقالات مصداق بارز این حس منفی است. چه ایرادی دارد اگر مدیر باشگاهی پیدا شود که از سایرین موفق تر عمل نموده و همه ی ستاره های لیگ را جذب، تیم خود را به طور کامل ساخته و پرداخته و تجهیز نماید؟ این همه هجمه از بابت چیست ؟ چرا سایر مدیرانی که به دلایل مختلف همچون غفلت، کم کاری یا ناتوانی در جذب منابع مالی مورد نیاز نتوانسته اند به اندازه کافی تیم های متبوع خود را آماده سازند، علیه مدیر کارآمد و توانای باشگاهی دیگر شدیدترین مواضع و بدترین هجمه ها را اتخاذ می نمایند؟ به نظر می رسد باید همواره در فوتبال این کشور مدیرانی سفارشی با ده ها رایزنی و وابستگی به احزاب و شخصیت های برجسته سیاسی و اجتماعی، سکان هدایت باشگاهی را در دست گرفته و با احساسات هواداران آن تیم ها بازی نموده و در نهایت با ساختن اسم و رسم و تبدیل خود به فردی ظاهرا ورزش دوست و مردمی از این تیم ها به مثابه نردبان ترقی برای بهبود موقعیت اجتماعی خویش سوء استفاده نمایند. یک روز می گویند مدیر موفق این روزهای فوتبال ما دو شغله است، فردایش می گویند فوتبالی نیست، روز دیگر فشار می آورند که این مبالغ هنگفت را چگونه و از چه کانالی به باشگاه تزریق می کنند و ده ها افترا و بهتان دیگر که در شأن یک جامعه اسلامی نمی باشد. اصلا مگر قرار است همه مدیران موفق فوتبال دنیا خودشان فوتبالی باشند؟ در خردمندی طرفداران، نظریه صرفا فوتبالی بودن مدیران باشگاه ها باید کمی تجدید نظر کرد. در پایان تنها می توان امیدوار بود که با ظهور مدیرانی لایق و کار بلد در عرصه ی فوتبال کشور، ظرفیت کلیه ی مدیران باشگاه ها نیز افزایش یافته و به جای هجمه و حسادت به مدیر ( مدیران ) موفق نو ظهور، کمی از انرژی مبارک را صرف بهبود اوضاع مدیریتی خود و تلاش بیشتر جهت بهبود توان و دانش خویش نمایند تا از رقابت با مدیران مدیرتر باز نمانند و مجبور نشوند به ریسمان پوسیده هجمه و حسادت چنگ زنند .