این پرسپولیس بیمار
به قلم محمد علیپور . نویسنده ورزشی
 
پرسپولیس نمیبرد،پرسپولیس گل نمیزند،پرسپولیس میبازد.اینها جملاتی هستند که این روزها زیاد به گوش میرسدهرجا که میروی صحبت از عدم نتیجه گیری و روزهای ناخوش احوال این تیم مردمی است.اما نکته ای که در این میان حلقه مفقوده میباشداینست که هیچکس به علت و علل این ناکامی ها اشاره نمیکندو جملگی معلولها را میبینندیعنی بجای ریشه یابی به عارضه یابی پرداخته میشودواقعیت امر اینست که پرسپولیس بیمار است در ابتدای فصل زمان زیادی را به انتظار سرمربی ترک تبار خود صرف نمود و پس از قطعی شدن قطع همکاری دنیزلی با سرخپوشان (یک امر ناخواسته)مدیران باشگاه مدتی را نیز صرف یافتن سرمربی جدید نمودند تا بالاخره قرعه بنام ژوزه مانوئل پرتغالی افتاد و وی با دستیاران منتخب خود به فوتبالی وارد شد که هیچگونه شناختی از آن نداشت،تیمی را تحویل گرفت که قبلا بسته شده بود و وی جز در دو سه مورد دخالتی در انتخاب نفرات تیم نداشت از دیگر عوامل بیماری زای ارتش سرخ را میتوان دوره نامناسب بدنسازی دانست که بدلیل دیر اضافه شدن کادر فنی میباشد ،این تیم از نظر بدنی ضعیف است ،نفس و رمق یک بازی کامل فوتبال را نداردو اکثر نفرات این تیم با افت بدنی در اواسط مسابقه روبرو میشوند.ناهمدلی و عدم وفاق در این تیم موج میزند،هارمونی لازم واژه ای بیگانه برای بازیکنان محسوب میشودوقس علیهذا.هواداران ناراضی اند و بحق هم مکدرند از این فوتبال ضعیف ستاره های میلیاردی.اینجاست که نقش تجربه وپختگی کادر فنی و توان ودانش مدیریتی مدیر باشگاه پررنگ تر جلوه مینماید.سردار پرسپولیس باید جو حاشیه ای و بحران زده باشگاه را تلطیف نموده و وحدت کوچ نموده  بین نفرات  را به تیم خود بازگرداند.کادر فنی هم که دیگر دو ماه است با این تیم کار کرده و فرصت کافی برای شناخت بازیکنان و اتمسفر فوتبال ما را داشته باید بتواند پازل تاکتیکی خود را تکمیل نموده و نتایج رو به رشدی بگیرد در غیر این صورت شاید ژوزه خیلی زود لیز بودن پوست موز را زیر پاهایش لمس کند زیرا سردار نشان داده که در مدیریت خود با احدی شوخی ندارد.در پایان هواداران میلیونی این تیم هم نقش کلیدی دارند و باید با صبر و هم آوایی حامی مدیریت،کادر فنی و بازیکنان تیم خود باشند تا این بیمار ی مزمن از پرطرفدارترین تیم آسیا رخت بندد.البته همه این نسخه ها در صورتی شفا بخش خواهند بود که بازیکنان هم به خود آمده و هنگامیکه سوار بر اتومبیلهای گرانقیمت خود از کنار هوادارانی که بسیاری از آنها از قشر متوسط و ضعیف جامعه میباشند و همه عشقشان در زندگی پر دردسر امروزی جامعه ما برد تیم محبوبشان میباشد ،عبور میکنند  اندکی به فکر فرو رفته و کمی به فکر حلال کردن چکهای میلیاردی خود باشند.